نور نرم "سافت باکس" تنها باریکه نور در اتاق است، یک طرف صورت فاطمه را که نشسته روی صندلی و دستش زیر چانه اش است روشن کرده. فرزانه نور را جابجا می کنند. می آورد جلو. همه صورت فاطمه روشن می شود، همین طور چشم راستش که آب مروارید آورده. فاطمه دستش را از زیر چانه اش برمی دارد و می گوید: "خانوم مگه نگفت فقط نور جانبی کار کنید.... خانووووم" بچه ها را که دور میزم حلقه زده اند  کنار می زنم ومی گویم: "فرزانه جان فعلن فقط نور جانبی." می گوید چشم خانوم و دوباره آب مروارید حل می شود توی سیاهی کلاس. فاطمه دستش زیر چانه اش، سرش را کج می کند رو به دوربین و لبخند می زند.