در گریز از تو
در گریز از توست که به تو پناه می آورم
تو پژواک ترانه های ناسروده ی منی
رام در دستان وحشی روح من
تو حریری نازکی
پوشیده بر تن نیاز
همچون حجابی
دلالتگر عریانی
ای بر آمده از اسطوره های سرزمین مادری ام!
وجودت،خود،پاسخی ست بر
پرسش های هستی من.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 11:25 توسط آزاده.میم
|