آرام بگذر از من ای محبوب،  آرام 

این فصل، فصل کوچ یاران است انگار

چشمان خیسم را نبین، در این حوالی،

گرد  و غبار باد و طوفان است انگار


همچون درختم؛ غرق زخم یادگاری

با پیچکی وحشی که دورم تاب خورده است.

جای تمام بوسه ها و خاطراتت،

بر بند بند شاخه ها و پیکرم هست. 


محبوب من! پیوندمان چون پیله ای بود، 

در بستری سرشارِ از آغوش و نجوا

پرواز، شاید فصل آغاز من و توست

هر یک به سوی راه خود، این بار، تنها


محبوب من! ای ساقی شبهای مستی!

این آخرین پیک مرا سنگین ترش کن

بگذار تا فردای پایان خواب باشم

سنگین ترش، سنگین ترش، سنگین ترش کن