مثل پیله می تند به پیکرم

مثل یک شراب چند ساله نوش می کند مرا

                   ومست می شود.

مثل هق هقی پس از گریستن

                      خموش می کند مرا.

گاه مثل غده ای وخیم

عود میکند،

بزرگ می شود.

گاه مثل سوز سرد ساکتی،

زیر صفر بودنم سقوط می کند.

ای همیشه!

ای ترنم کرانه های دور!

قطره قطره می چکم درون خویش

پله پله می روم بسوی هیچ

ذره ذره می روم ز دست خویش.

ای همیشه های بی غروب!

ای همیشه خوب!

خسته ام ازین رکود

خسته از نبود وبود.

خالیم کن از تمام واژه های پیر

ازتمام لحظه های دور و دیر

ای نهایت سرود و نور!

ای سرور!

مثل غربت ستاره کن مرا

کز فراز مرزهای خاک و خواب

گریه می کند سرود نور را

در فراق روزو آفتاب.

مثل چشمه راهیم کن از دل زمین

بر عبور بذرهای ناشکفته

بر شعور خاک.

ای ترنم دقیقه های آسمانیم!

ای خدای پاک!