زمین باران را صدا می زند،

من تورا.

* 

پروای چه داری؟

مرا در شب بازوانت سفر ده.

*

تو را از تو ربوده اند

واین تنهایی ژرف است.

*

پشت این دیوار کتیبه ای می تراشند

می شنوی؟

*

یک نفر باید این نقطه ی محض را

در مدار شعور عناصر بگرداند

یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید.

*

ماهی زنجیری آب است

ومن/ زنجیری رنج.

*

به تو می رسم،تنها می شوم.

وبا این همه ای شفاف!ای شگرف!

مرا راهی از تو به در نیست.

*

همه ی تپش هایم از آن تو باد،چهره ی به شب پیوسته!

همه ی تپش هایم..

*

ای خدای دشت نیلوفر!

نیست در من تاب زیبایی

*

اوج خود را گم کرده ام

می ترسم از لحظه ی بعد

و از این پنجره ای که روبه احساسم گشوده شد.

*

ای تپش هایت شده در بستر پندار من پرپر!

دور از هم در کجا سرگشته می رفتیم

مادو شط وحشی آهنگ

ما دو مرغ شاخه ی اندوه

ما دو موج سرکش همرنگ؟

*

ما شب گامیم           ما گام شبانه ایم

پروازیم                     وچشم به راه پرنده ایم

تراوش آبیم              و در انتظار سبوییم.

*

ای قدیمی ترین عکس نرگس در آیینه ی حزن!

جذبه ی تو مرا همچنان برد.

-تا هوای تکامل؟

-شاید