دستبند ملی "تیر و باد" را ببندیم.
"اسطوره "و "سمبل" نیاز حیاتی هر ملت است که نشان از هویت آن مرز و بوم دارد. هر چند که شب زادگان سعی در تخریب اسطوره ها داشته اند و دارند اما بر ماست که تا به هر شکل ممکن آنها را در قالب رسم و نماد زنده نگه داریم و پاس شان داریم. چرا که در پس پشت هر کدام از این رسمها رمزی نهفته است که دانستن و گسترش آن ما را از این بی ریشگی که روز به روز بیشتر گریبانمان را می گیرد خلاص می کند. یکی از این آیین های فراموش شده بستن دستبند هفت رنگ تیر و باد در جشن تیرگان و رها کردنش پس از 9 روز از یک بلندی به دست باد همراه با آرزویی در دل است.
این روز برابر با 10 تیربه تقویم خورشیدی است. در گذشته در آغاز جشن بعد از خوردن شيرينی، بندی به نام تير و باد که از ۷ ريسمان به ۷ رنگ متفاوت بافته شده بود به دست می بستند و ۹ روز بعد در پايان ايام جشن اين بند را باز کرده و به باد می سپردند تا آرزوها و خواسته هايشان را به عنوان پيام رسان به همراه ببرد. این کار با خواندن شعر زیر انجام میشد: "تیر برو باد بیا غم برو شادی بیا محنت برو روزی بیا خوشه مرواری بیا"... که این رها کردن تیر و باد نمادی است ازپرتاب تیر به دست آرش. در واقع د ر فرهنگ ایرانی، جشن تیرگان، جشن پاسداشت از خودگذشتگی آرش كمانگیر و جانباختگان راه میهن نزد ایرانیان است و نیز به روایت ابوریحان بیرونی روز بزرگداشت مقام نویسندگان نیز در ایران باستان بوده است.