هنوز هم از عشق می گویم.
در تیررس نگهبانان نگون بخت،
که از سایه ی واژه ها نیز هراس دارند؛
از عشق می گویم.
درخلاء سرد بیم و امید،
در ابهام استعاره ها،
و ایهام واژه هایی که تقیه می کنند،
تا از تو نگویند؛
باز هم از عشق می گویم.
با تمام زخم های عشق،
هنوز هم از عشق می گویم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 23:42 توسط آزاده.میم
|