موهبت زن بودن
زن بودن موهبتی است که حتا زنان هم به ندرت پی به آن می برند. موهبتی که بعد از گذشت سی و چند سال از زندگی ام بیشتر احساسش می کنم. سی سالگی به بعد انگار که دست از دعوا مرافعه های همیشگی با خودت بر می داری و فارغ از جنگ با مردان و تلاش در اثبات خود، به غار وجودت پناه می بری و اگر که زن باشی و بتوانی خدابانوی درونت را بشناسی و به نقاط ضعف و قوتش آگاه بشوی، خواهی توانست معمای پیچیده "زن بودن" را حل کنی و به قدرت درونی که یک زن می تواند آن را تجربه و احساس کند آگاه شوی. کتاب "نمادهای اسطوره ای و روانشناسی زنان" را می خوانم که خیلی اتفاقی و به موقع سر راهم سبز شد. نمی دانم برای شما هم این همزمانی ها اتفاق می افتد یا نه...گاهی کتابها، فیلمها، کلمات و حتا آدمها آنقدر اتفاقی و درست سر وقت در راهت سبز می شوند که انگار کسی با این نشانه ها دارد راه را نشانت می دهد... شاید همان ناخوداگاه ما باشد که فراآگاهی اش راهگشایمان می شود و چه میدانی... شاید خدابانویی چون "هستیا" است که ما را به سمت توجه به درون و جنبه های روحانی هدایت می کند...
نویسنده کتاب (شینودا بولن) با استناد به یونگ و نظریه ناخوداگاه جمعی اش به تقسیم بندی خدابانوان یونانی می پردازد: خدابانوان باکره (آرتمیس، آتنا، هستیا) که مظهر ویژگی های استقلال و خودبسندگی در زنان اند، خدابانوان آسیب پذیر (هرا، دیمیتر و پرسفون) که هویت شان مشروط بر رابطه است و نقش های سنتی را می پذیرند، و خدابانوی عشق و زیبایی، آفرودیت (ونوس رومی) که به تنهایی این نقش را ایفا می کند؛ زیبا و وسوسه انگیز است وهوشیاری متمرکزش او را از قربانی شدن نجات می دهد و بیشتر در پی تشدید روابط است تا تداوم آن. وی معتقد است که در درون هر زنی یک خدابانو غالب است و گاهی نیز خدابانوان متعددی در وجود هر زن فعال است که بسته به شرایط جسمی و درونی او یکی از آنها برجسته می شود. کتاب در هر فصل به بررسی یکی از الاهگان، نقاط ضعف و قوتشان می پردازد و در پایان اشاره می کند که سیب طلایی از آن کدام خدابانو است. بر اساس نظریه یونگ، خواب، رویای فردی و اسطوره رویای جمعی بشر است و از این رو یونگ معتقد است که بسیاری از این اسطوره ها و کهن الگوها ریشه های مشترکی در انسان دارد و شناخت و رمزگشایی از این اساطیر ما را به شناخت خود کمک می کند. زنان با خواندن این کتاب پی می برند که میل به تجرد و طبیعت وحشی شان یاداور آرتمیس است، رویای مادر شدن به دیمتر برمی گردد، هوش و ذکاوت و رقابت علمی شان زاده آتنا است، امیال جنسی و اغواگری شان را از آفرودیت، و تمایل به تنهایی و اکتشاف درونی را از هستیا دارند.
خواندن این کتاب را به زنانی که سعی در شناخت پیچیدگی درونی خود دارند و نیز به مردانی که در شناخت معشوق یا همسر خود درمانده اند، توصیه می کنم.